الشيخ أبو الفتوح الرازي

6

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

بدانى ( 1 ) كه زندگانى دنيا بازى است و نشاطى و [ آرايشى ] ( 2 ) و مفاخرت و مباهات است در بسيارى ( 3 ) خواسته‌ها و فرزندان ، مانند بارانى كه به شگفت آرد برزگران را رستن آن ، پس خشك شود ، پس بينى آن را زرد ، پس كرده پاره پاره ، و در سراى بازپسين عذابى سخت و آمرزش از خداى و خشنودى ، و نيست زندگانى دنيا مگر متاع فريفتنى . ( 4 ) سبق بريد به آمرزش از خدايتان و بهشتى كه پهناى آن همچون پهناى آسمان و زمين است ، بساخته‌اند براى آنان كه بگرويدند به خداى و پيغمبران او ، آن نعمت خداست بدهد آن را كه خواهد ، و خداى خداوند فضل است و بزرگوارى . نرسيد از مصيبتى در زمين و نه در تنهاتان مگر در نوشته از پيش آن كه بيافريديم آن را ، آن بر خداى آسان است . تا تنگدل نشويد بر آنچه فايت شد از شما و شاد نشويد به آنچه داد شما را ، و خدا دوست ندارد هر تكبّر كننده‌اى فخر آرنده ( 5 ) .

--> ( 1 ) . بدانى / بدانيد . ( 2 ) . اساس و ديگر نسخه بدلها : ندارد ، با توجّه به ضبط شعرانى آورده شد . ( 3 ) . اصل ترجمه بدين صورت بود : و فخر آوردن ميان شما و بسيارى كردن در ، با توجّه به ترجمهء دوبارهء آيه در متن تفسير همين نسخه تصحيح شد . ( 4 ) . اساس : سبقوا ، با توجّه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد . ( 5 ) . چاپ شعرانى : هر خرامندهء فخر كننده را .